خرید بک لینک
آدم هايى كه ما را ترك ميكنند سه دسته اند:يك گروه آن هايى كه برميگردندگرچه نه آنها ديگر همان آدم هاى سابق هستند و نه ما... گروه دوم كسانى هستند كه هرگز برنميگردندچه آنهايى كه نميخواهند، چه آنهايى كه نميتوانند... گروه سوم آن هايى هستند كه بايد دعا كنيمآنچنان پل هاى پشت سرشان را خراب كنندكه حتى اگر بخواهند هم نتوانند بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:33

کاش آدمها اینقدر خودخواه نبودند.

کاش همه فقط به فکر خودشون و زندگی خودشون نبودند.

کاش می فهمیدیم که حرف ما و عمل ما می تونه قلب یه آدم و به بدترین شکل ممکن بشکنه .

کاش می فهمیدیم که ما آدمها مثل زنجیر بهم متصلیم و چطور رفتارهامون می تونه باعث خوشبختی یا بدبختی بقیه بشه.

کاش فقط قبل از هر کاری و هر حرفی یکم فکر می کردیم.

کاش .....

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:33

خط بزنید از زندگیتان

تمامِ آدمهاى بلاتکلیفى که غیرِ قابلِ پیش بینى اند

آدمهایى که تخریب را از تعریف بهتر بلدند

آدمهایى که با کنایه حرف میزنند

"سَمى"اند...

آرام آرام تمامِ زندگیتان را به نابودى میکشند

آرام آرام از شما فاصله میگیرند

و با خیالِ راحت،زمین خوردنتان را جشن میگیرند

نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت ۳:۲۳ ب.ظ توسط دختر شرقی| |

برچسب: آدمهای, نویسنده: نگار رستگار تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:19

سلام

این صفحه را بارها باز کردم تا جواب کامنتت و بنویسم اما نتونستم.

تو زندگی یه رازهایی هست که بهتره به زبان نیاد و راز مگو باقی بمونه. شاید همین قدر هم که تا بحال اینجا یه چیزهایی را درباره خودم و احساسم نوشتم اشتباه بود. هرجند که لابلای همین نوشته ها هم حرف های نگفته بسیاری هست.

نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر ۱۳۹۵ساعت ۱۲:۱۱ ب.ظ توسط دختر شرقی| |

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

اینجا یه خواننده ثابت داره که نمی دونم کیه. گاهی در روز دو سه بار هم به اینجا سر می زنه.با اینکه اینجا چیز خاصی نوشته نمی شه اما همین که می دونم یه نفر می خونه که من نمی شناسمش حالم و بد می کنه. حوصله آدمها رو ندارم. تو جمع لبخند زورکی تحویلشون می دم. الکی بهشون می گم دلم براتون تنگ شده اما واقعیتشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

چند روز پیش با دوستامون بحث داغ مادر شوهرها و کارهاشون بود. خدایی چه مادر شوهرهای عتیقه ای پیدا می شن. بعضی از کارهاشون اینقدر زشته که روم نمی شه اینجا حرفی در موردش بزنم. خدا همشون و شفا بده. خدا رو شکر که خودم کلا از دست این موجود افسانه ای با نام مادرشوهر و اذیت و آزارهاش نجات پیدا کردم. واقعا خدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

سلام مدتی بود دنبال یه آهنگ قشنگ بودم که روی این صفحه بگذارم و بالاخره این آهنگ و انتخاب کردم. خودم عاشقشم بگو هنوز هستی،بگو که اینجایی بهم بتاب از شب فانوس دریایی به من که تاریکم بی تکیه گاه و سردفاصله رو بشکن بازم به من برگرد بزار شبم با تو ستاره بشمارهیکی تو این ساحل امشبو بیداره مثل قدیم بازم ختادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

داشتم ایمیل هام و بازبینی می کردم و اضافه هاش و پاک می کردم که توجهم به چت گوگل جلب شد. خودش آرشیو چت ها رو زحمت کشیده بود و برام سیو کرده بود. یه تعدادیش و از روی کنجکاوی باز کردم و خوندم و نمی تونم بگم که چقدر حالم بد شد. اینهمه حق به جانبی یه نفر و کوتاه اومدن من جلوش حالم و بشدت بد و دگرگون کردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

الان کانال میفا داشت آهنگ خوشبختیت آرزومه را پخش می کرد و عجیب این آهنگ من و برد به قدیم. اولین بار این آهنگ و تو وبلاگ یه دوستی دیدم. فکر کنم البته برام فایل صوتی شم همون موقعها فرستاده بود. الان رفتم وبلاگش و دیدم تاریخش برای یکماه قبل ازدواج من بود. نمی دونم چرا اون زمان فکر کردم منظورش به منه. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

برای اولین بار در آن پمپ بنزین بین راهی آن کلمه را به زبان آوردم ، درست زمانیکه شلنگ بنزین را از باک بیرون آوردم چند قُلپ از بنزین روی ماشین و زمین ریخت ، وقتی شلنگ را در جای خودش گذاشتم رو به ماشینم کردم و گفتم ببخشید . نمیخواستم کثیف ات کنم ، اشتباه من بود. وقتی آن فلفل های سبز تند را برای املت مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

سال 96 هم آمد و تعطیلات هم تمام شد و همه برگشتیم سر کار و زندگیمون. نمی دونم چرا ولی به امسال خیلی امیدوارم و فکر می کنم برای من باید خیلی سال خاصی باشه. این متن خیلی به دلم نشست بعضی حرفها رو واقعا باید با طلا نوشت و اینم از همون حرفهاست: انسانها به میزان حقارتشان دروغ می گویند ، به میزان فرهنگشان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

پرشین بلاگ زودتر درست شو. نمی خوام اینجا بنویسم.

برچسب: نویسنده: نگار رستگار تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:12

صفحه بندی